تبليغاتX
علمدار

 

 

علمدار

شرحي بر يك بدون شرح (نقل از وبلاگ بسيج دانشجويي دانشگاه شريف)

چندی است برخی ادعا می کنند راه و روش امام خمینی(ره) توسط تازه به دوران رسیده ها، منحرف شده و آنها دارند مسیر امام(ره) و انقلاب را به بیراهه می کشانند. ایشان با تعابیری چون "قرارگرفتن انقلاب در لبه پرتگاه" و یا  "رسیدن کارد به استخوان یاران امام(ره)"، خود را ادامه دهنده ی راه (به تعبیر آنان) فراموش شده ی امام (ره) معرفی می کنند. این جماعت معتقدند، ایشان بوده اند که از ابتدا با امام (ره) همراهی کرده اند و امروز هم راه امام(ره) را ادامه می دهند. حال سوال اینجاست که مگر بیانات و سیره ی امام خمینی(ره) موجود نیست تا بتواند در این شرایط -30 سال پس از نهضت الهی وی- معیار ما برای سنجش سره  از ناسره باشد؟

   در پاسخ به این پرسش "پاسخ عیان" می توان گفت عده ای با  نادیده گرفتن نظرات صریح امام در مسائل مختلف، به راحتی خلاف نظرات ایشان عمل کرده و می گویند نظر امام این است که ما می گوییم و می کنیم و به روی مبارک هم نمی آورند! اما مسئله بدین جا ختم نمی شود؛ ناآگاهی بسیاری از نظرات امام به خصوص نسل جوان زمینه ساز آن می شود که برخی این جسارت را به خود دهند که نظرات امام را تحریف کرده و به دروغ کلامی را به امام(ره)  نسبت دهند!
    در پی انتشارمطلبی تحت عنوان "بدون شرحیات" در شماره اخیر نشریه سیاسی "راه نو" بر آن شدیم به علت این که مضمون جملات نقل شده از رهبر فقید انقلاب به نظرمان غیر واقعی آمد، درمورد صحت عبارتی که در این ستون آمده بود، در صحیفه امام جستجویی داشته باشیم. پس از بررسی این مطلب در صحیفه امام و همچنین جستجو در نسخه ی نرم افزاری آن،  سخنی از امام راحل(ره) با این مضمون نیافتیم. 

   برای بررسی دقیق تر در مورد صحت این عبارت با دفتر موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) تماس تلفنی حاصل شد و در مورد صحت این مطلب پرس و جو کردیم که مسوولان این موسسه هم پس از ساعتی جستجو، وجود چنین مطلبی را در فرمایشات امام(ره) به شدت تکذیب کردند.
       برای دریافت نظر رسمی ایشان، نامه ای به این موسسه ( که تحت نظر سید حسن خمینی فعالیت می کند) ارسال کردیم. این موسسه هم پس از یک هفته تعلل، عاقبت چاره ای جز اذعان به غیر واقعی بودن مطالب نقل شده توسط مدعیان خط امام ندید و به طور رسمی به عدم صحت مطلب مندرج در نشریه "راه نو" اذعان نمود و نتیجه را از طریق نمابر به دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه ارسال کرد.

 البته موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی(ره) هیچ مسئولیتی برای خود جهت برخورد با تحریف کنندگان سخنان امام قائل نبوده، و جهت خوش خدمتی و ادای دین به هم مسلکان سیاسی خود، چند جمله معروف رهبر فقید انقلاب در خصوص جایگاه رفیع مردم در حکومت اسلامی را –که همگان بار ها آن را شنیده اند و برصحت آن اذعان دارند-پیوست پاسخ خود به نامه استعلام بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف کرد.  از علت عدم تمایل این موسسه به برخورد با دروغ پردازان و تحریف کنندگان سخن امام(ره) هم در نشریه سیاسی "راه نو" که بگذریم، با بررسی این قبیل نشریات که از طرف جماعت موسوم به جنبش سبز انتشار می یابد به نکته قابل توجهی می رسیم و آن اینکه این نشریات در موارد متعددی با انعکاس اخبار کذب و مطالب غیر صحیح به تحریک افکار عمومی پرداخته و سعی درایجاد فضای تشنج آمیز و غیر منطقی در داخل دانشگاه دارد که البته بررسی علل این تحرکات (که به دور از رسالت نشریات دانشجویی است) نیاز به بحث مفصل دارد.
**تاملی بر رابطه رهبر ، مردم و نیرو های نظامی:
با توجه مضمون طرح شده در این مطلب جعلی سعی می شود مختصرا توضیحاتی پیرامون اساس رابطه رهبر و مردم و جایگاه نیروهای پاسدار انقلاب ارائه شود:
رهبری در اسلام که ولایت خوانده می شود، یکی از شاخه های  رسالت انبیاء است، که این رسالت به وسیله ی خود رسول یا امام یا نائب او عملی می گردد، بنابراین برای فهم رهبری و رابطه آن با مردم باید با دقت کافی رسالت انبیاء موشکافی شود.  
در این باره در قرآن چنین آمده است:
"لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز"  (25 -حدید)
رسالت انبیاء بر این است . . .  تا مردم قیام  به قسط کنند.
هدف رهبری پیامبران قیام مردم به قسط است، که با رهبری پیامبران بر اساس منطق (بالبینات)،قانون (کتاب الهی) و معیارهای حقوقی(میزان)  هدف مذکور محقق می گردد.
بنا بر این رابطه رهبری با مردم در نظام اسلامی، هدایت و توانمند سازی  مردم جهت رسیدن و قیام به قسط است. که طبق این آیه از طریق منطق، قانون و معیارهای حقوقی الهی  بدست می آید.
بر این اساس هدف، قیام به قسط است. و  سر مایه ای که  برای رسیدن به این هدف بکار می رود و روی آن سعی و تلاش می شود،مردم هستند. لذا قرار نیست در این مسیر رهبری که این تلاش را به کمک منطق قانون و معیار انجام می دهد، برای سرمایه از بین برود و یا اینکه سرمایه ای که بر روی آن کار شده است و زحمت کشیده شده به جای رسیدن به هدف فدای مربی شود بلکه هردو باید ذوب در هدف شوند.که به حکم الهی همان قیام برای برپایی  قسط است.
در این راستا مردم  همگام و پشت سر رهبری قدم بر می دارند، بدیهی است همان طور که ادامه آیه می فرماید، این گام برداشتن بدون فداکاری و تحمل سختی ها (باس شدید) ممکن نیست  اما منافع و دستاوردهای مهمی برای مردم دارد و اساسا این هدف -یعنی اقامه قسط – چون در راستای اجرای حکم الهی است، یاری خداوند و رهبران الهی نیز  محسوب می شود.
 فداکاری و"فدا شدن" در این راه برای مردم یا رهبری بطور مستقل نیست بلکه فدا شدن برای خدا و حکم الهی و یاری رساندن به رهبری برای خدا و حکم خداست.در اینجاست که رابطه رهبری ، نیروی نظامی و مردم مشخص می شود.
بر اساس مضمون این آیه و آیات دیگر مردمی که برای این هدف  یعنی اجرای حکم الهی تحت رهبری اسلامی  فداکاری و مجاهدت می کنند،سپاه اسلام را تشکیل می دهند.
این افراد از خود مردم هستند و این مردم هستند که برای برقراری قسط (معیار های  حقوقی و الهی قانون)،پشت سر رهبری در چارچوب منطق، قانون و معیار های حقوقی مبارزه می کنند و هیچ دو گانگی بین سپاه و مردم و یا رهبری وجود ندارد، بلکه مرزبندی اصلی میان حرکت الهی به هدایت رهبران اسلامی و طاغوت ها است، بدیهی است، استکبار تلاش می کند این مرزبندی را مخدوش کند و به جای مرزبندی بین مبارزین خواهان قسط و قانون و نیرو های استکباری، اختلافات و مرزبندی را ما بین خود مردم و مبارزین و رهبری اسلامی آنها منتقل نماید و جنگ و اختلافات را از علیه خود به جبهه مقابل و میان مردم منتقل نماید.

نقل مطلب از سايت بسيج دانشجويي دانشگاه شريف





در اين زمانه وانفسا كه دوران غلبه عمروعاص ها بر مالك اشتر هاست ، معلوم نيست در آينده چه كساني به راه و روش پيشين خود وفادار خواهند ماند و داغ انحراف بر پيشاني شان نخواهد چسبيد . خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند و بدا به حال آنان كه ماندند و در كشاكش فتنه ها ، آخرت خود را باختند .

 

بخشي از وصيت نامه شهيد محمد بروجردي :

و ديگر اينكه مقاومت را فراموش نكنندكه خداوند تبارك و تعالي بار سنگين انقلاب اسلامي را بر دوش ملت مسلمان ايران گذاشته است .و ما را در آزمايش عظيم قرار داده است.

اين را شهيدان بسياري به خصوص در اين چند سال اخير به در و ديوار ايران نوشته اند و اگر مقاومت هاي آنان نباشد همانطور كه امام فرمودند ، بيم آن مي رود كه زحمات شهدا به هدر رود و اگر چه آن ها به سعادت رسيدند و اين ما هستيم كه آزمايش مي شويم و ديگر اينكه با تجربه اي كه ما از صدر اسلام داريم ، كه به خاطر عدم آگاهي مسلمين درس عبرت باشد ، با دقت ، كلمات اين روح خدا را كه خط او خط رسول خداست دقت كنند .

 وجود امام امروز براي ما معيار است . راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنيا و آخرت است و من با تمام وجود اين اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جريان هايي كه بين مسلمين سعي در به انحراف كشيدن انقلاب از خط اصيل و مكتبي آن دارند به مراتب حساس تر و سخت تر از مبارزه با رژيم صدام و آمريكاست . وصيتم به برادران اين است كه سعي كنند توده مردم كه عاشق انقلاب هستند ، از نظر اعتقادي و سياسي آماده كنند كه بتوانند كادرهاي صادق انقلاب را شناسايي كنند و عناصري كه جريان هاي انحرافي دارند ، بشناسند كه شناخت مردم در تداوم انقلاب حياتي است.

والسلام



قافله داره ميره ...حسيني ها جا نمونن

 

 علمدار

مكه من فكه بود مناي من دوكوهه

دنيا برام يه زندونه تو اين دوره زمونه

كسي نمونده برامون شبي از شهدا بخونه

يادش بخير يه زموني دلم به جبهه خوش بود

علمدار

 

شب جمعه همه با هم

بيا اشك غم بباريم

دل ها را رو دست بگيريم

توي كربلا بذاريم

چشم دل تا كه باز ميشه

ميبينه به شور و شينه

چه خيابان قشنگي

اينجا بين الحرمينه

يه طرف حريم شاهه

كه پناه عالمينه

يه طرف قبر ابالفضل

كه علمدار حسينه

علمدار

 

اشعار يادگاري بود از مداح با اخلاص اهلبيت حاج عبدالرضا هلالي

علمدار





هفتاد و دو  شب مانده كمر خم بشود

هفتاد و دو  عاشق ز زمين كم بشود

هفتاد و دو  ميدان بلا در راه است

هفتاد و دو  شب مانده محرم بشود

اعوذ بالله من الكرب و البلا



باز هم دروغ ؟

ولادت كم سعادت قطب عالم توهم ، يگانه منجي بيگانگان ، مولاي متقلبان ، سردار مخمليان ، اميد مرفهين بي درد ، حامي قانون شكنان و صداقت ستيزان ، ميرحسين موسوي مبارك باد !!

 علمدار

دوستان حامي كانديداي شكست خورده انتخابات دوره دهم رياست جمهوري ، مير حسين موسوي ، روز هفتم مهر ماه  را روز تولد ايشان و زمان تجمع خود معرفي كرده اند .

اما برخلاف دروغ بزرگ حاميان موسوي ، طبق شناسنامه اي كه ميرحسين در 22 خرداد به خبرنگاران نشان داده ، وي متولد 11 اسفند 1320 است نه 7 مهر ماه !!!